جدیدترین نوشته ها
جدیدترین آثار


اجرا شده توسط: همیار وردپرس
گفتگوی علیرضارحیمی با روزنامه اطلاعات در باره ویژگیهای نسل حاضر
اطلاعات آنلاین – روزنامه اطلاعات – 29158 – یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
مینا حیدری
اگر امروز، خیابان به محل فریاد نسل مدرسهای تبدیل شده، باید پذیرفت که این فریاد از دل کلاسهایی میآید که در آنها گفتگو، تمرین تصمیمگیری و تحمل تفاوتها جدی گرفته نشد
انتقادگری، شاخص جامعه پیشرفته
دکتر علیرضا رحیمی درباره دلایل شکلگیری اعتراض در میان دانشآموزان میگوید: اعتراض زمانی شکل میگیرد که فرد، در ذهن خود به نتایجی میرسد و احساس میکند میان باورها، آرمانها و تفکراتش با شرایط موجود، تعارض وجود دارد. این تعارض میتواند حاصل آگاهی درست باشد یا برعکس، نتیجه تبلیغات، اطلاعات نادرست یا حتی دروغ؛ اما در هر حال، یک فرآیند شناختی در ذهن فرد شکل میگیرد که او را به موضع انتقادی میرساند.
این پژوهشگر حوزه تربیت میافزاید: شکلگیری روحیه انتقادگری و تفکر انتقادی، نهتنها تهدید نیست بلکه از شاخصهای جوامع پیشرفته بهشمار میرود و باید از آن استقبال کرد اما اگر اعتراض به معنای رفتارهای ضد اجتماعی و برهمزننده نظم عمومی تعبیر شود، آنگاه با مسألهای کاملا متفاوت روبهرو هستیم که ریشههای آن باید جداگانه بررسی شود.
ترکیب پیچیده خشونت
خشونت، حاصل ترکیب پیچیدهای از فرآیندهای شناختی و هیجانی است. رحیمی باور دارد فرد در جامعه با گزارههای متعددی مواجه میشود؛ گزارههایی که ممکن است حقیقت باشند یا مجاز، درست باشند یا نادرست و این دادهها از طریق تجربه شخصی، رسانهها و محیط اجتماعی وارد ذهن میشوند.
او میگوید: این گزارهها در کنار مشکلات اقتصادی خانواده، فشارهای اجتماعی، تضادهای محیطی و تجربههای روزمره، هیجاناتی را شکل میدهد که بهویژه در سنین نوجوانی و جوانی، شدت بیشتری دارند. ترشح بالای دوپامین، روحیه ماجراجویی و میل به تجربه، اگر با آموزش مهار هیجان همراه نباشد، میتواند زمینه بروز خشونت را فراهم کند.
این کارشناس آموزش تأکید میکند: نه جامعه، نه نظام آموزشی و نه سیستم تربیتی، بهدرستی به نسل جوان نیاموختهاند چگونه حقیقت را از دروغ تشخیص دهد، چگونه هیجانات خود را کنترل کند و چگونه زیستی مسالمتآمیز داشته باشد. مجموعه این نارساییها، خشونت را از یک احساس فردی به یک پدیده اجتماعی تبدیل میکند.
سوءاستفاده از احساس «دوره شماست»
در این میان، برخی جریانها از هیجانات نسل جوان بهرهبرداری میکنند و با القای گزارههایی مانند «دوره، دوره شماست» یا «جهان متعلق به شماست»، نوجوانان را به این باور میرسانند که مسئول تغییر همهچیز هستند. رحیمی اعتقاد دارد این مفاهیم بهتدریج در لایههای فکری جوانان رسوخ میکند و آنها را به سمت کنشهایی سوق میدهد که گاه به خشونت ختم میشود.
او با نگاهی کلانتر میگوید: جهان امروز بهطور کلی جهان خشونت است؛ از درگیریهای بینالمللی و جنگها گرفته تا تنشهای اجتماعی در کشورهای مختلف. قرن بیستویکم قرنی خشن و پرتنش است و ایران نیز در چنین فضای پیچیده و پرچالشی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، میتوان از نوعی شکست در نظام آموزشی و تربیتی سخن گفت. نظام تربیتی نتوانسته فرزندان را برای زندگی آینده آماده کند.
این استاد دانشگاه، مفهوم «بصیرت» را محور این ناکامی میداند و توضیح میدهد که بصیرت در سه توانایی اساسی خلاصه میشود: تشخیص، تمایز و تصمیمگیری.
او میافزاید: نه الگوهای مناسبی به نسل جوان ارائه شده و نه آموزش مؤثری برای زیست در شرایط واقعی و پرچالش امروز وجود داشته است. وقتی از نظام آموزشی سخن میگوییم، نباید آن را صرفا به آموزشوپرورش محدود کنیم. آموزش عالی، رسانهها، تبلیغات، هنر، کتابها و حتی گفتمان دینی نیز در این ناکارآمدی سهیمند و هیچکدام نتوانستهاند بهطور منسجم انسانهایی مستقل، آگاه و تصمیمگیر تربیت کنند.
نسل پرحرف اما سردرگم
این کارشناس آموزش میگوید: نسل امروز، نسلی است که بهظاهر اطلاعات و حرفهای زیادی برای گفتن دارد، اما بهشدت سردرگم است و نمیداند در بزنگاهها کجا بایستد. این نسل بهطور طبیعی تابع احساسات و هیجانات خود میشود و این مسأله نه عجیب است و نه غیرمنتظره، بلکه حاصل خطاهای انباشته در مواجهه با نسل جوان است.
رحیمی میافزاید: شاید مسأله اصلی این نباشد که چرا نوجوانان امروز معترضند، بلکه این باشد که چرا سالها صدایشان شنیده نشد. آنها با هیجان آمدهاند، با خشم ایستادهاند و با پرسشهایی روبهرو هستند که راه پاسخدادن به آنها را نیاموختهاند. اگر امروز، خیابان به محل فریاد نسل مدرسهای تبدیل شده، باید پذیرفت که این فریاد از دل کلاسهایی میآید که در آنها گفتگو، تمرین تصمیمگیری و تحمل تفاوتها جدی گرفته نشد. پیش از آنکه دیر شود، باید از خود بپرسیم سهم ما در شکلگیری این وضعیت چه بوده است.